​​​​​​​​​​​​​​چرا 70% برنامه های منابع انسانی به نتیجه نمی‌رسند؟

مرکز دانش مدیران

تحلیل 5 دلیل پنهان شکست و راهکار های عملی برای افزایش اثر بخشی

ادامه مقاله ←

مقاله تحلیلی
مطالعه جدیدترین بینش ها
ابزارهای رایگان

مرکز دانش و راهکار های تخصصی منابع انسانی

تصمیم های بهتر در
​​​​​​​ مدیریت سرمایه انسانی

دانش، ابزار و تجربه ای که به مدیران کمک می‌کند سازمان هایی، کارآمد متعهد و آینده ساز بسازند.

      + 8
آگهی استخدام

          + 50
ا
بزارها و چک لیست‌ها

     + 9
خ
دمات ما

چرا مدیران تفویض اختیار نمی‌کنند؟

 

بیشتر مدیران درباره اهمیت تفویض اختیار صحبت می‌کنند و آن را یکی از ضروری‌ترین مهارت‌های مدیریتی می‌دانند، اما در عمل بسیاری از آن‌ها در واگذاری مسئولیت‌ها و اختیارات به دیگران با مشکل مواجه هستند. نتیجه این وضعیت آن است که مدیر بخش قابل توجهی از زمان خود را صرف انجام کارهایی می‌کند که می‌توانست توسط اعضای تیم انجام شود. این موضوع نه تنها موجب افزایش فشار کاری مدیر می‌شود، بلکه فرصت رشد، یادگیری و توانمندسازی کارکنان را نیز محدود می‌کند. پرسش اساسی این است که اگر مزایای تفویض اختیار تا این اندازه روشن است، چرا بسیاری از مدیران از انجام آن اجتناب می‌کنند؟

یکی از مهم‌ترین دلایل، ترس از دست دادن کنترل است. برخی مدیران تصور می‌کنند هرچه بیشتر در جزئیات کارها دخالت کنند، نتایج بهتری به دست خواهند آمد. آن‌ها نگران هستند که واگذاری بخشی از اختیارات باعث کاهش نظارت و در نتیجه افت کیفیت کار شود. در واقع، برای این دسته از مدیران، کنترل به منبعی برای احساس امنیت تبدیل شده است و هرگونه واگذاری اختیار، تهدیدی برای این احساس محسوب می‌شود.

دلیل دیگر، بی‌اعتمادی به توانایی کارکنان است. برخی مدیران باور دارند که هیچ‌کس نمی‌تواند کارها را به خوبی خودشان انجام دهد. این نگرش که گاهی با عنوان «اگر می‌خواهی کاری درست انجام شود، خودت انجامش بده» شناخته می‌شود، یکی از رایج‌ترین موانع تفویض اختیار است. در حالی که ممکن است کارکنان در ابتدا دقیقاً مانند مدیر عمل نکنند، اما بدون فرصت تجربه و یادگیری نیز هرگز توانمند نخواهند شد.

عامل مهم دیگر، کمال‌گرایی مدیریتی است. مدیران کمال‌گرا معمولاً استانداردهای بسیار بالایی برای انجام کارها دارند و نسبت به اشتباهات حساسیت زیادی نشان می‌دهند. به همین دلیل ترجیح می‌دهند خودشان مسئولیت انجام بسیاری از فعالیت‌ها را بر عهده بگیرند. این رویکرد اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت کیفیت برخی خروجی‌ها را افزایش دهد، اما در بلندمدت به وابستگی بیش از حد سازمان به مدیر و کاهش توسعه کارکنان منجر می‌شود.

برخی مدیران نیز گرفتار توهم صرفه‌جویی در زمان هستند. آن‌ها معتقدند توضیح دادن، آموزش دادن و پیگیری کارهای واگذارشده زمان بیشتری از انجام مستقیم آن کارها می‌گیرد. در نتیجه ترجیح می‌دهند خودشان وارد عمل شوند. این در حالی است که تفویض اختیار یک سرمایه‌گذاری بلندمدت محسوب می‌شود. اگرچه آموزش و انتقال مسئولیت در ابتدا زمان‌بر است، اما در آینده موجب آزاد شدن زمان مدیر و افزایش ظرفیت تیم خواهد شد.

یکی دیگر از موانع، ترس از اشتباه کارکنان است. واگذاری اختیار همواره با درجه‌ای از ریسک همراه است و ممکن است افراد در مسیر انجام کار دچار خطا شوند. برخی مدیران به جای پذیرش این واقعیت و مدیریت آن، از اساس از تفویض اختیار اجتناب می‌کنند. در حالی که بخش مهمی از یادگیری و رشد حرفه‌ای از طریق تجربه کردن و حتی اشتباه کردن شکل می‌گیرد. سازمان‌هایی که هیچ فضایی برای خطا و یادگیری ایجاد نمی‌کنند، معمولاً در توسعه استعدادهای خود نیز با مشکل مواجه می‌شوند.

عامل دیگر، برداشت نادرست از نقش مدیر است. برخی افراد پس از ارتقای شغلی همچنان خود را بهترین مجری کارها می‌دانند، نه هماهنگ‌کننده و توسعه‌دهنده افراد. در چنین شرایطی، مدیر به جای تمرکز بر برنامه‌ریزی، هدایت، توسعه کارکنان و تصمیم‌گیری‌های کلان، بخش عمده زمان خود را صرف فعالیت‌های اجرایی می‌کند. در حالی که یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های مدیران اثربخش با مدیران کم‌اثر، توانایی آن‌ها در انجام کارها از طریق دیگران است.

در برخی موارد نیز ریشه مشکل به فرهنگ سازمانی بازمی‌گردد. در سازمان‌هایی که اشتباهات به شدت تنبیه می‌شوند، مدیران تمایل کمتری به واگذاری مسئولیت دارند. همچنین در محیط‌هایی که عملکرد مدیران صرفاً بر اساس نتایج کوتاه‌مدت ارزیابی می‌شود، ممکن است آن‌ها برای جلوگیری از هرگونه ریسک، انجام مستقیم کارها را ترجیح دهند. در چنین شرایطی، مسئله صرفاً به نگرش فردی مدیر محدود نمی‌شود، بلکه ساختارها و فرهنگ سازمانی نیز در آن نقش دارند.

نکته مهم آن است که بسیاری از این موانع بیش از آنکه واقعی باشند، ذهنی هستند. مدیرانی که از تفویض اختیار اجتناب می‌کنند، معمولاً در کوتاه‌مدت احساس کنترل بیشتری دارند، اما در بلندمدت با افزایش حجم کار، فرسودگی شغلی، وابستگی بیش از حد کارکنان و کاهش انعطاف‌پذیری تیم مواجه می‌شوند. در مقابل، مدیرانی که به‌درستی تفویض اختیار می‌کنند، نه تنها زمان بیشتری برای تمرکز بر وظایف راهبردی به دست می‌آورند، بلکه زمینه رشد، مسئولیت‌پذیری و توانمندسازی اعضای تیم خود را نیز فراهم می‌سازند.

از این رو، تفویض اختیار بیش از آنکه یک تکنیک مدیریتی باشد، نوعی تغییر نگرش است؛ تغییری از این باور که "من باید همه کارها را انجام دهم" به این باور که "وظیفه من ایجاد شرایطی است که دیگران بتوانند بهترین عملکرد خود را ارائه دهند."